بیان آنکه کشتن و زهر دادن...
بیان آنکه کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد
+
فرستادنِ پادشاه، رسولان ب...
فرستادنِ پادشاه، رسولان به سمرقند به آوردن زرگر
+
دریافتن آن ولی رنج را و...
دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه
+
خلوَتْ طلبیدنِ آن ولی از...
خلوَتْ طلبیدنِ آن ولی از پادشاه با کنیزک، جهتِ دریافتنِ رنجِ کنیزک
+
بردن پادشاه آن طبیب را بر...
بردن پادشاه آن طبیب را بر سر بیمار تا حال او را ببیند
+
امروز تو را دسترس فردا نی...
امروز تو را دسترس فردا نیست
+
اکنون که گل سعادتت پربار...
اکنون که گل سعادتت پربار است
+
ابر آمد و باز بر سرِ سبزه...
ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریست
+
آن قصر که جمشید در او جام...
آن قصر که جمشید در او جام گرفت
+
ماییم و می و مُطرب و این...
ماییم و می و مُطرب و این کنجِ خراب
+