باباطاهر عریان
باباطاهر
دنبال کننده 0
دوبیتی
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن
بحر: هزج مسدس محذوف
قافیه: کلمات «دلفکارت»، «روزگارت» و «کارت» (واژههای اصلی قافیه «دلفکار»، «روزگار» و «کار» هستند که به همراه ضمیر متصل «ت» آمدهاند).
ردیف: ندارد (در اینجا ضمیر «ت» بخشی از ساختار قافیه در نظر گرفته میشود و ردیف مستقل محسوب نمیشود).
وزن نهایی: مفاعیلن مفاعیلن فعولن
نام بحر: هَزَج مُسَدَّس مَحذوف
بیت اول: نپرسی حال یار دلفکارت / که هجران چون کند با روزگارت؟
معنی: احوالِ عاشقِ دلخسته و مجروحِ خود را نمیپرسی و سوال نمیکنی که دوری و فراق، چه بلایی بر سرِ زندگی و روزگار تو آورده است؟
آرایههای ادبی:
کنایه: «دلفکار» کنایه از رنجیده، غمگین و عاشقِ مجروح.
تشخیص (جانبخشی): نسبت دادنِ فعل و تأثیرگذاری به «هجران» (اینکه هجران با روزگار چه میکند).
تجاهل العارف: شاعر با آنکه میداند معشوق حالش را نمیپرسد، این پرسش را مطرح میکند تا شدت بیتوجهی او را نشان دهد.
بیت دوم: ته که روز و شوان در یاد مویی / هزارت عاشق با مو چه کارت؟
معنی: (ای معشوق) تو که شب و روز در خاطر و یادِ من هستی (یا: تو که شب و روز هزاران عاشق داری و در یادِ آنهایی)، با وجودِ داشتنِ هزاران دلداده، دیگر با منِ تنها چه کاری داری؟ (اشاره به اینکه کثرت عاشقان باعث فراموشیِ این عاشق شده است).
نکته تفسیری: مصرع اول دو خوانش دارد؛ یکی «تو در یاد من هستی» و دیگری «تو در یادِ [دیگران] هستی». با توجه به مصرع دوم، خوانش دوم به منطق گلایه نزدیکتر است، اما در دوبیتیهای باباطاهر معمولاً «در یادِ مویی» به معنای «در یادِ من هستی» به کار میرود که تضاد میانِ «وفاداری عاشق» و «بینیازی معشوق» را برجسته میکند.
آرایههای ادبی:
تضاد: میان واژههای «روز» و «شوان» (شبها).
اغراق: «هزارت عاشق» (اشاره به کثرت بسیار زیاد دلدادگان).
لهجه (فهلویات): استفاده از واژگان «ته» (تو)، «شوان» (شبها) و «مو» (من).
استفهام انکاری: «با مو چه کارت؟» به این معنی است که «با من کاری نداری و به من نیازی نداری».
گلایه از بیتوجهی معشوق: شکایت عاشق از اینکه معشوق احوال او را نمیپرسد.
شرح درد هجران: اشاره به سختیهایی که دوری بر روزگار عاشق تحمیل کرده است.
کثرت عاشقان و تنهایی عاشق: تقابل میانِ محبوبیتِ عامِ معشوق (هزار عاشق) و غربتِ عاشقِ گوینده.
وفاداری یکسویه: تأکید بر اینکه با وجود بیمهری معشوق، او همواره در یاد عاشق است.