رخشنده اعتصامی
پروین اعتصامی
دنبال کننده 0
قطعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
بحر: مجتث مثمن مخبون محذوف
قافیه: نیاسودن، نیالودن، افزودن، نفرسودن، نپیمودن، نگشودن.
ردیف: ندارد.
وزن نهایی: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان
نام بحر: مجتث مثمن مخبون محذوف
مصراع اول: هَمی زِ عادَتُ کِردارِ زِشت کَم کَردَن مصراع دوم: هَمارِ بَر صِفَتُ خویِ نیک اَفوُدَن
اکنون هجاها را جدا کرده و علامتگذاری میکنیم.
مصراع اول: همی زِ عا | دَتُ کِر دا | رِ زِش تِ کَم | کَر دَن هجای ۱-۴ | هجای ۵-۸ | هجای ۹-۱۲ | هجای ۱۳-۱۴ U — U — | U U — — | U — U — | — — مفاعلن | فعلاتن | مفاعلن | فعلان
نکته مهم در رکن دوم: واژه «عادت» به صورت «عا» (بلند) + «دَت» (بلند) است. اما وقتی «و» (عطف) به آن میچسبد، هجای کشیدهی «دَت» به دو هجا تبدیل میشود: «دَ» (کوتاه) + «تُ» (کوتاه). پس «دَتُ» میشود U U.
مصراع دوم: هَما رِ بَر | صِ فَ تُ خو | یِ نی کَف زو | دَن (اصلاح: نیک افزودن -> نی کَف زو دَن) هجای ۱-۴ | هجای ۵-۸ | هجای ۹-۱۲ | هجای ۱۳-۱۴ U — U — | U U — — | U — U — | — — مفاعلن | فعلاتن | مفاعلن | فعلان
قاعده: حروف «و» عطف به صورت ضمه ( ُ ) روی حرف قبل تلفظ میشوند (مگر در موارد خاص برای پر کردن وزن).
قاعده: نون ساکن بعد از مصوت بلند (در «کردن» و «افزودن») حذف نمیشود زیرا در پایان مصرع است، اما در «جان» اگر وسط بود، «ن» حذف میشد. در اینجا «ن» پایان مصرع ساکن است.
نکته مهم در رکن دوم: «صفت و» به صورت «صِ» (کوتاه) + «فَ» (کوتاه) + «تُ» (کوتاه) است. اما وزن در اینجا نیاز به U U — — دارد. بنابراین شاعر از اختیار شاعری اشباع استفاده کرده و «تُ» (واو عطف) را بلند (—) تلفظ کرده است تا وزن درست درآید: «صِ فَ تُ(—) خو».
نکته درباره رکن آخر: وزن استاندارد این بحر به «فعلن» (U U —) ختم میشود (محذوف). اما در شعر فارسی، تبدیل «فعلن» به «فعلان» (— —) در پایان مصراع بسیار رایج است و تغییری در نام بحر ایجاد نمیکند (یا گاهی به آن «مخبونِ اصلم» یا موارد مشابه گفته میشود که معمولاً همان محذوفِ تمام شده با هجای بلند محسوب میگردد). در اینجا هر دو مصراع به — — ختم شدهاند.
بیت ۱: شنیدهاید که آسایش بزرگان چیست / برای خاطر بیچارگان نیاسودن
معنی: آیا میدانید که راحتی و خوشبختی واقعی بزرگان در چیست؟ در این است که برای آسایش مردم درمانده، راحتی خود را فدا کنند و دست از آسایش بکشند.
آرایههای ادبی:
استفهام تقریری: پرسش مصراع اول که هدف آن تایید و جلب توجه است.
تضاد: میان واژگان آسایش و نیاسودن و همچنین میان بزرگان و بیچارگان.
بیت ۲: بکاخ دهر که آلایش است بنیادش / مقیم گشتن و دامان خود نیالودن
معنی: در این دنیایی که مانند کاخی است که پایههای آن بر آلودگی و گناه بنا شده، هنر آن است که زندگی کنی اما روح و اعتبار خود را به زشتیها آلوده نسازی.
آرایههای ادبی:
اضافه تشبیهی یا استعاره: کاخ دهر (دنیا به کاخی تشبیه شده است).
کنایه: دامان نیالودن کنایه از پاکدامنی، پارسایی و دوری از گناه.
تضاد: میان آلایش و نیالودن.
بیت ۳: همی ز عادت و کردار زشت کم کردن / هماره بر صفت و خوی نیک افزودن
معنی: انسان باید همواره تلاش کند تا رفتارهای ناپسند خود را کاهش داده و در مقابل، بر ویژگیهای نیکوی اخلاقی خود بیفزاید.
آرایههای ادبی:
تضاد: میان زشت و نیک و همچنین کم کردن و افزودن.
موازنه: برقراری تقابل واژگانی و تساوی ساختاری در دو مصراع.
بیت ۴: ز بهر بیهده، از راستی بری نشدن / برای خدمت تن، روح را نفرسودن
معنی: نباید برای امور بیهوده و پوچ از مسیر حقیقت جدا شد و نباید به خاطر لذتهای مادی و تنپروری، روح بلندمرتبه را فرسوده و تباه کرد.
آرایههای ادبی:
تضاد: میان تن و روح.
کنایه: خدمت تن کنایه از مادیگرایی و شهوترانی.
بیت ۵: برون شدن ز خرابات زندگی هشیار / ز خود نرفتن و پیمانهای نپیمودن
معنی: هنر در این است که از این دنیای پرآشوب (که مانند میکدهای است) با هوشیاری عبور کنی، کنترل خود را از دست ندهی و گرفتار مستیِ غفلت و گناه نشوی.
آرایههای ادبی:
استعاره: خرابات زندگی (دنیا به خرابات یا میخانه تشبیه شده است).
کنایه: پیمانه پیمودن کنایه از ارتکاب گناه یا غرق شدن در لذتهای زودگذر.
تضاد: میان هشیار و ز خود رفتن.
بیت ۶: رهی که گمرهیش در پی است نسپردن / دریکه فتنهاش اندر پس است نگشودن
معنی: نباید در راهی قدم گذاشت که پایانش گمراهی است و نباید دری را باز کرد که در پشت آن آشوب و فتنه نهفته است.
آرایههای ادبی:
استعاره: راه استعاره از مسیر زندگی و در استعاره از تصمیمات یا وسوسهها.
تناسب: میان راه و نسپردن و در و نگشودن.
موضوع شعر: این قطعه دارای محتوای تعلیمی، اخلاقی و اجتماعی است.
مضامین کلیدی:
نوعدوستی: تعریف بزرگی در خدمت به خلق.
خویشتنداری: حفظ پاکی روح در دنیای آلوده.
تزکیه نفس: تلاش برای جایگزینی فضایل به جای رذایل.
هشیاری: دوری از غفلت و وسوسههای دنیوی.