محمدتقی بهار
ملکالشعرا
دنبال کننده 0
دیوان اشعا...
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن
بحر: هزج مسدس محذوف
قافیه: دلخواه، ناگاه / طلایی، خودنمایی / شنگرف، برف / خاور، در / بیگناهی، صبحگاهی / دم، ترنم / آرام، پیغام / آسمانی، بیزبانی / نوآیین، حین / من، برزن / باز، پرواز / اندر، دیگر / نازل، منزل / باستانی، آسمانی / حالی، قالی / دانه، عاشقانه / بام، آرام / رقصان، انسان / وفادار، زار / ارزن، برزن.
ردیف: ندارد.
وزن نهایی: مفاعیلن مفاعیلن فعولن
نام بحر: بحر هزج مسدس محذوف
بیت: بیایید ای کبوترهای دلخواه سحرگاهان که این مرغ طلایی
۱. خط عروضی: بـِ یا ییـ دِی کـَ بو تـَر ها یِ دِل خاه سـَ حـَر گا هان کـِ این مور غِ طـَ لا یی
۲. تقطیع هجایی:
مصرع اول: U — — — | U — — — | U — —
مصرع دوم: U — — — | U — — — | U — —
بیت ۱: بیایید ای کبوترهای دلخواه / سحرگاهان که این مرغ طلایی
معنی: ای کبوتران محبوب من، هنگام سپیدهدم که خورشید (مرغ طلایی) طلوع میکند، بیایید.
آرایههای ادبی:
استعاره مصرحه: «مرغ طلایی» استعاره از خورشید است.
منادا: «ای کبوترها» خطاب عاطفی به پرندگان.
بیت ۲: بپرید از فراز بام و ناگاه / ببینمتان به قصد خودنمایی
معنی: از روی پشتبام به پرواز درآیید تا ناگهان شما را در حال جلوهگری و نشان دادن زیباییتان ببینم.
آرایههای ادبی:
تشخیص: نسبت دادن «قصد خودنمایی» به کبوتران.
بیت ۳: بدن کافورگون پاها چو شنگرف / فشاند پر ز روی برج خاور
معنی: در حالی که بدنهایتان مانند کافور سفید و پاهایتان مانند شنگرف سرخ است، خورشید از سمت شرق پرتوهای خود را میپراکند.
آرایههای ادبی:
تشبیه: «کافورگون» (بدن سفید به کافور) و «چو شنگرف» (پاهای سرخ به ماده معدنی شنگرف).
کنایه: «برج خاور» کنایه از مشرق و جایگاه طلوع خورشید.
مراعات نظیر: بدن، پا، پر.
بیت ۴: به گرد من فرود آیید چون برف / کشیده سر ز پشت شیشهٔ در
معنی: مانند دانههای برف (سپید و نرم) پیرامون من فرود بیایید، در حالی که من از پشت شیشه در سرک میکشم تا شما را ببینم.
آرایههای ادبی:
تشبیه: «چون برف» (وجه شبه: سپیدی و نرمی فرود آمدن).
کنایه: «سر کشیدن» کنایه از جستوجو و تماشا کردن.
بیت ۵: فرو خوانده سرود بی گناهی / کشیده عاشقانه بر زمین دم
معنی: نغمههای پاک و معصومانه سر دهید و دمهای خود را با حالتی عاشقانه بر روی زمین بکشید.
آرایههای ادبی:
تشخیص: «سرود بیگناهی» و رفتار «عاشقانه» برای کبوتر.
مراعات نظیر: خواندن، سرود، ترنم (در بیت بعد).
بیت ۶: به گوشم، با نسیم صبحگاهی / نوید عشق آید زان ترنم
معنی: از آواز و نغمهخوانی شما، مژده و پیام عشق همراه با باد ملایم صبح به گوش من میرسد.
آرایههای ادبی:
تشخیص: «نسیم صبحگاهی» که پیامآور است.
حسآمیزی: «شنیدنِ نوید عشق» (پیوند مفهوم ذهنی با حس شنوایی).
بیت ۷: سحرگه سرکنید آرام آرام / نواهای لطیف آسمانی
معنی: در وقت سحر، نغمههای نرم و ملکوتی خود را با آرامش آغاز کنید.
آرایههای ادبی:
تکرار: «آرام آرام» برای تأکید بر سکوت و ملایمت فضا.
صفت: «آسمانی» برای تعالی بخشیدن به صدای پرندگان.
بیت ۸: سوی عشاق بفرستید پیغام / دمادم با زبان بیزبانی
معنی: لحظه به لحظه برای عاشقان پیامی بفرستید، اما با همان زبانی که احتیاج به گفتار ندارد (زبانِ حال).
آرایههای ادبی:
متناقضنما (پارادوکس): «زبان بیزبانی».
مراعات نظیر: پیغام، زبان.
بیت ۹: مهیا ای عروسان نو آیین / که بگشایم در آن آشیان من
معنی: ای کبوتران که مانند نوعروسان آراسته و تازه هستید، آماده شوید تا درِ لانه را به روی شما بگشایم.
آرایههای ادبی:
استعاره مصرحه: «عروسان نوآیین» استعاره از کبوتران زیبا.
منادا: «ای عروسان».
بیت ۱۰: خروش بالهاتان اندر آن حین / رود از خانه سوی کوی و برزن
معنی: در آن لحظه، صدای بلندِ بر هم خوردن بالهای شما از خانه فراتر رفته و در تمام کوچهها و محلهها میپیچد.
آرایههای ادبی:
اغراق: پیچیدن صدای بال کبوتر در تمام «کوی و برزن».
مراعات نظیر: خانه، کوی، برزن.
بیت ۱۱: شود گویی در از خلد برین باز / چو من بر رویتان بگشایم اندر
معنی: گویی با گشودن درِ آشیانه به روی شما، دری از بهشت برین به روی من گشوده میشود.
آرایههای ادبی:
تشبیه: تشبیه عملِ گشودن درِ لانه به گشودن درِ بهشت.
اغراق: بزرگنمایی در لذت و شکوهِ رهاسازی کبوتران.
بیت ۱۲: کنید افرشتهوش یکباره پرواز / به گردون دوخته پر، یک به دیگر
معنی: همگی مانند فرشتگان به یکباره پرواز کنید، در حالی که بالهایتان در آسمان به هم نزدیک و متصل شده است.
آرایههای ادبی:
تشبیه: «افرشتهوش» (مانند فرشته).
کنایه: «به گردون دوختهپر» کنایه از پرواز دستهجمعی و بسیار نزدیک به هم در دل آسمان.
بیت ۱۳: شوند افرشتگان از چرخ نازل / به زعم مردمان باستانی
معنی: بر اساس باورهای مردم باستان، فرشتگان از آسمان به زمین میآیند.
آرایههای ادبی:
تلمیح: اشاره به باورهای اساطیری و باستانی درباره نزول فرشتگان.
مجاز: «چرخ» به معنای آسمان/فلک.
بیت ۱۴: شما افرشتگان از سطح منزل / بگیرید اوج و گردید آسمانی
معنی: اما شما که فرشتگانِ زمینی این خانه هستید، از سطح زمین اوج بگیرید و به مقام آسمانی برسید.
آرایههای ادبی:
استعاره مصرحه: «افرشتگان» استعاره از کبوتران.
تضاد: میان «سطح منزل» (زمین) و «آسمانی» (اوج).
بیت ۱۵: نیاید از شما در هیچ حالی / وگر مانید بس بی آب و دانه
معنی: از شما هیچگونه رفتار ناپسند یا شکایتی سر نمیزند، حتی اگر مدتهای طولانی گرسنه و تشنه بمانید.
آرایههای ادبی:
مراعات نظیر: آب، دانه.
کنایه: «بیآب و دانه ماندن» کنایه از تحمل سختی و ریاضت.
بیت ۱۶: نه فریادی و نه قیلی و قالی / بجز دلکش سرود عاشقانه
معنی: هیچ سر و صدا و هیاهوی بیهودهای ندارید و تنها صدایی که از شما شنیده میشود، نغمههای دلنشین عشق است.
آرایههای ادبی:
تضاد: میان «قیل و قال» (سر و صدای آشفته) و «سرود عاشقانه» (نغمه منظم و لطیف).
نفی: استفاده از «نه» برای تأکید بر سکینه و آرامش پرندگان.
بیت ۱۷: فرود آیید ای یاران از آن بام / کفاندرکفزنان و رقصرقصان
معنی: ای یاران من، از روی آن پشتبام پایین بیایید در حالی که بالهایتان را به هم میزنید و به شادی میرقصید.
آرایههای ادبی:
تشخیص: نسبت دادن «رقصیدن» به کبوتران.
منادا: «ای یاران».
واژهآرایی (تکرار): تکرار واژگان برای القای حس شادی و حرکت.
بیت ۱۸: نشینید از بر این سطح آرام / که اینجا نیست جز من هیچ انسان
معنی: بر روی این سطح آرام (صحن حیاط یا بام) بنشینید، چرا که در اینجا هیچ انسانی جز من حضور ندارد و جایتان امن است.
آرایههای ادبی:
حصر: تأکید بر تنهایی شاعر و صمیمیت او با پرندگان (نیست جز من).
بیت ۱۹: بیایید ای رفیقان وفادار / من اینجا بهرتان افشانم ارزن
معنی: ای دوستان باوفای من بیایید که من در اینجا برای شما دانه (ارزن) میپاشم.
آرایههای ادبی:
تشخیص: «وفادار» دانستن کبوتران.
مراعات نظیر: افشاندن، ارزن.
بیت ۲۰: که دیدار شما بهر من زار / به است از دیدن مردان برزن
معنی: زیرا تماشای شما برای منِ رنجور و تنها، بسیار ارزشمندتر از دیدنِ مردمان کوچه و بازار است.
آرایههای ادبی:
تضاد (تقابل): تقابل میان کبوتران (یاران وفادار) و مردمان برزن (بیگانگان).
صفت: «زار» برای بیان حالِ ناتوان و دلشکسته شاعر.
ستایش پاکی: پیوند میان سپیدی کبوتر و مفهوم بیگناهی.
ارتباط با طبیعت: انس و الفت عمیق شاعر با پرندگان به عنوان همدمان تنهایی.
تصویرگری رنگی: بهرهگیری از واژگانی چون طلایی، کافورگون (سفید) و شنگرف (سرخ) برای خلق تابلوی بصری.
آرامش سحرگاهی: توصیف فضای قدسی و لطیف سپیدهدم.