رخشنده اعتصامی
پروین اعتصامی
دنبال کننده 0
قطعات
وزن: مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن
بحر: مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف
قافیه: تندخو، نکو، مو، گفتگو، خوبرو، عدو، روبرو، بو، عیبجو، همو، رفو، راستگو، آرزو، دو (در واژه دوست).
ردیف: «ست» (در اکثر ابیات مخفف «است» و در بیت آخر جزیی از واژهی دوست).
بیت ۱: وقت سحر، به آینهای گفت شانهای / کاوخ! فلک چه کجرو و گیتی چه تندخوست
معنی: هنگام سپیدهدم، شانه به آینه شکایت کرد که افسوس! روزگار چقدر منحرف و دنیا چقدر بدرفتار است.
آرایههای ادبی:
تشخیص: نسبت دادن توانایی سخن گفتن به شانه و آینه.
کنایه: «کجرو بودن فلک» کنایه از ناعادلانه بودن سرنوشت.
بیت ۲: ما را زمانه رَنجکِش و تیره روز کرد / خُرَم کسیکه همچو تواَش طالعی نکوست
معنی: روزگار ما (شانهها) را دچار سختی و بدبختی کرد؛ خوشا به حال کسی مثل تو (آینه) که بخت و اقبال خوبی دارد.
آرایههای ادبی:
کنایه: «تیرهروز» کنایه از بدبخت و نگونسار.
تضاد: میان واژگان «رنجکش» و «خرم».
بیت ۳: هرگز تو بارِ زحمتِ مردم نمیکشی / ما شانه میکشیم به هر جا که تار موست
معنی: تو هیچوقت زحمت و دشواریهای مردم را تحمل نمیکنی، اما ما در میان هر تار مویی، سختیِ شانه زدن و خدمت را به دوش میکشیم.
آرایههای ادبی:
ایهام: «شانه کشیدن»؛ ۱. عمل شانه زدن ۲. کنایه از زیر بار مسئولیت رفتن و تحمل کردن (شانه زیر بار دادن).
جناس: میان «شانه» (ابزار) و «شانه» (عضوی از بدن که بار بر آن نهند).
بیت ۴: از تیرگی و پیچ و خَم راههای ما / در تاب و حلقه و سر هر زلف گفتگوست
معنی: به دلیل دشواری و پیچیدگی مسیر ما (در میان موها)، در هر حلقه و تاب زلف، سخن از سختی کار ماست.
آرایههای ادبی:
مراعات نظیر: میان واژگان «پیچ»، «خم»، «تاب»، «حلقه» و «زلف».
استعاره: «تیرگی و پیچ و خم راهها» استعاره از مشکلات و دشواریهای زندگی.
بیت ۵: با آنکه ما جفای بُتان بیشتر بریم / مشتاق روی تُست هر آنکس که خوبروست
معنی: با وجود اینکه ما بیشتر سختی و آزار زیبارویان را تحمل میکنیم، اما تمام افراد زیبارو مشتاق دیدن روی تو (آینه) هستند.
آرایههای ادبی:
استعاره: «بتان» استعاره از زیبارویان.
تضاد: میان «جفا بردن» و «مشتاق بودن».
بیت ۶: گفتا هر آنکه عیب کسی در قفا شمرد / هر چند دل فریبد و رو خوش کُند عدوست
معنی: آینه پاسخ داد: هر کس که پشت سر دیگران بدگویی کند، حتی اگر ظاهر فریبنده و خوشرویی داشته باشد، در حقیقت دشمن است.
آرایههای ادبی:
کنایه: «در قفا شمردن» کنایه از غیبت کردن و بدگویی در غیاب شخص.
تضاد: میان «دلفریبی» و «عدو».
بیت ۷: در پیشِ روی خَلق بما جا دهند از انک / ما را هر آنچه از بَد و نیکست روبروست
معنی: مردم به این دلیل ما (آینه) را مقابل خود قرار میدهند که ما هرچه را که هست (خوب یا بد)، صادقانه و مستقیم نشان میدهیم.
آرایههای ادبی:
تضاد: میان «بد» و «نیک».
کنایه: «روبرو بودن» کنایه از صداقت و صراحت در بیان حقیقت.
بیت ۸: خاری به طعنه گفت چه حاصل ز بو و رنگ / خندید گل که هرچه مرا هست رنگ و بوست
معنی: خاری با مسخره کردن گفت که رنگ و بوی زیبا چه سودی دارد؟ گل پاسخ داد که تمام هستی و ارزش من در همین زیبایی و عطر من است.
آرایههای ادبی:
تشخیص: سخن گفتن و خندیدن گیاهان.
مراعات نظیر: میان «خار»، «گل»، «رنگ» و «بو».
بیت ۹: چون شانه، عیب خلق مکن مو به مو عیان / در پشت سر نهند کسی را که عیبجوست
معنی: مانند شانه، جزئیات عیوب مردم را آشکار نکن؛ زیرا هر کس که به دنبال یافتن عیب دیگران باشد، مورد بیتوجهی قرار میگیرد و طرد میشود.
آرایههای ادبی:
تشبیه: تشبیه فرد عیبجو به شانه.
کنایه: «پشت سر نهادن» کنایه از بیاعتنایی و خوار شمردن.
جناس: «مو به مو» (کنایه از دقت بسیار زیاد).
بیت ۱۰: زانکس که نام خلق بگفتار زشت کُشت / دوری گُزین که از همه بدنامتر هموست
معنی: از کسی که با سخنان زشت آبروی مردم را از بین میبرد دوری کن، چرا که چنین فردی خودش از همه بدنامتر است.
آرایههای ادبی:
استعاره: «نام کشتن» استعاره از نابود کردن اعتبار و آبروی اشخاص.
کنایه: «دوری گزیدن» کنایه از پرهیز و اجتناب.
نقد غیبت و عیبجویی: نکوهش آشکار کردن لغزشهای دیگران در غیاب آنها.
ستایش صداقت و صراحت: برتری دادن آینه (نماد راستگویی) بر شانه (نماد تفحص در عیوب).
ارزش اخلاقی پاکدامنی و تقوا: دعوت به حفظ حرمت و آبروی دیگران.
شناخت دوست از دشمن: تبیین این نکته که ظاهر خوشایند نشانهی دوستی نیست.
پذیرش جایگاه خویش: تقابل میان نقشهای اجتماعی و اخلاقی مختلف در قالب نمادهای طبیعی.