غیاثالدین ابوا...
خیام
دنبال کننده 0
رباعیات
وزن: مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فَعَل
بحر: هَزَج مُثَمَّن اَخرَب مَکفوف مَحذوف
۱) تحلیل ساختاری و فنی
قافیه: گریست، زیست، کیست.
ردیف: ندارد.
وزن نهایی: مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فَعَل
نام بحر: هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف
تحلیل بیت اول
ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریست بی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیست
۱. خط عروضی
اَبـ ر آمـَ دُ بـاز بـَر سـَ رِ سـَبـ زِه گـِ ریسـ ت بی بـا دِ یِ گـُل رَنـگ نـَ مـی بـا یـَد زیـسـ ت
۲. تقطیع هجایی (با رعایت اختیارات)
مصراع اول: اَب (—) ر ا (—) مـَ (U) دُ (U) بـا (—) ز (U) بـَر (—) سـَ (U) رِ (U) سـَبـ (—) زِه (U) گـِ (U) ریسـ (—) ت
نمادها: — — U U / — — U U / — — U U / —
مصراع دوم: بی (—) بـا (—) دِ (U) یِ (U) گـُل (—) رَنـگ (— U) نـَ (U) مـی (—) بـا (—) یـَد (—) زیـسـ (—) ت (X)
نمادها: — — U U / — — — U / — — — — / —
۳. ارکان عروضی
با توجه به ماهیت متغیر وزن رباعی (شجره اخرب و اخرم)، ارکان به شرح زیر است: مفعولُ / مفاعیلُ / مفاعیلُ / فَعَل (یا معادلهای آن در اختیارات)
۴. وزن نهایی و بحر
وزن: مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فَعَل (— — U / U — — U / U — — U / —)
نام بحر: بحر هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف.
۵. نکات فنی (اختیارات شاعری)
حذف همزه: در "ابر آمد" (اَبـ + رامـَـد) همزه حذف و صامت ماقبل به مصوت مابعد متصل شده است.
هجای کشیده: کلماتی مانند "باز"، "رنگ"، "گریست" و "زیست" هجای کشیده هستند، "باز" در وسط مصراع به (— U) تبدیل شده است. اما در انتهای مصراع ("گریست")، هجای کشیده مطابق قاعده به یک هجای بلند (—) تبدیل میشود و صامتِ اضافی (ت) از نظر وزنی حذف میشود.
تغییر صورت ارکان (تسهیلات): در رباعی، جابجایی دو هجای کوتاه با یک هجای بلند (تسکین) در ارکان میانی بسیار رایج است که باعث میشود یک مصراع با "مفاعلن" و دیگری با "مفاعیلُ" خوانده شود.
تحلیل بیت دوم
این سبزه که امروز تماشاگه ماست تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست!
۱. خط عروضی
این سـَبـ زِه کِ اِمـ روز تـَ مـا شـا گـِ هِ مـاسـ ت تـا سـَبـ زِ یِ خـا کِ مـا تـَ مـا شـا گـِ هِ کـیـسـ ت
۲. تقطیع هجایی
مصراع سوم: این (—) سـَبـ (—) زِه (U) کِ اِمـ (—) رو (—) ز (U) تـَ (U) مـا (—) شـا (—) گـَ (U) هِ (U) مـاسـ (—) ت (X)
نمادها: — — U / U — — U / U — — U / U —
مصراع چهارم: تـا (—) سـَبـ (—) زِ (U) یِ (U) خـا (—) کِ (U) مـا (—) تـَ (U) مـا (—) شـا (—) گـَ (U) هِ (U) کـیـسـ (—) ت (X)
نمادها: — — U U / — — U / U — — U / U —
۳. ارکان عروضی
مفعولُ / مفاعیلُ / مفاعیلُ / فَعَل
۴. وزن نهایی و بحر
وزن: مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فَعَل
نام بحر: بحر هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف.
۵. نکات فنی (اختیارات شاعری)
حذف همزه و اتصال: در "که امروز" (کِ + اِمـروز)، همزه حذف شده و تلفظ به صورت "کِمروز" (— — U) درآمده است.
هجای کشیده در وسط: "امروز" و "خاک" هجای کشیده هستند. در "امروز"، صامت "ز" به هجای بعد (تـَ) متصل نمیشود، بلکه هجای کشیده به (— U) تجزیه میشود.
هجای کشیده در پایان: "ماست" و "کیست" در پایان مصراع قرار دارند؛ لذا هجای کشیده (CVCC) طبق قاعده عروضی فقط یک هجای بلند (—) محسوب میشود و صامت "ت" نادیده گرفته میشود.
توضیح در مورد وزن دوری: این شعر دارای وزن دوری نیست؛ زیرا ارکان آن متناوب (یکدرمیان) تکرار نمیشوند و در میانه مصراع وقف اجباری وجود ندارد.
۲) تحلیل معنایی و مفهومی بیت به بیت
بیت ۱: ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریست / بی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیست
معنی: ابر بارانی فرا رسید و بر روی سبزهها بارید (مانند گریه کردن)؛ در چنین هوای خوش و بهاری، نباید بدون نوشیدنِ بادهی سرخفام، زندگی را به هدر داد.
آرایههای ادبی:
تشخیص (شخصیتبخشی): نسبت دادنِ فعلِ «گریستن» به «ابر» که آن را به انسانی اندوهگین تشبیه کرده است.
استعاره مکنیه: «گریستنِ ابر» استعاره از بارش باران است.
مراعات نظیر: میان واژگان «ابر»، «سبزه»، «باریدن (گریستن)» و «باده» تناسب فضای بهاری برقرار است.
صفت هنری: استفاده از ترکیب «بادهی گلرنگ» برای تصویرسازی رنگین و زیبا.
بیت ۲: این سبزه که امروز تماشاگه ماست / تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست!
معنی: این سبزهای که امروز ما بر روی آن نشستهایم و از تماشای آن لذت میبریم، (پس از مرگ ما) سبزهای که از خاکِ پیکر ما میروید، تماشاگهِ چه کسی خواهد بود؟
آرایههای ادبی:
تکرار: واژههای «سبزه» و «تماشاگه» برای تأکید بر چرخهی تکرارپذیر طبیعت تکرار شدهاند.
کنایه: «سبزهی خاکِ ما» کنایه از زمان پس از مرگ و دفن شدن در زیر خاک است.
استفهام تقریری (پرسش تأکیدی): پرسش در مصراع دوم برای برانگیختن حسرت و تذکر دربارهی ناپایداری عمر مطرح شده است.
جناس: میان «ماست» (فعل اسنادی) و «کیست» (فعل پرسشی) نوعی موازنه و تقابل موسیقیایی برقرار است.
۳) مضامین و درونمایههای اصلی
مضامین شعر:
غنیمت شمردن وقت و خوشباشی (دمغنیمتی).
تذکر دربارهی چرخهی دگرگونی ماده و بازگشت انسان به خاک.
بیاعتباری جهان و ناپایداری لحظات زندگی.
پیوند میان مرگ و رویش دوباره در طبیعت.