معنی مبدا

معنی مبدا

9 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) آغاز. مبدأ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): چون آخر عمر این جهان آمد امروز ببایدش یکی مبدا. ناصرخسرو (دیوان ص ۱۹). گفتم چه چیز جنبش مبدای هردوان گفتا که هست آرام انجام هر صور. ناصرخسرو (دیوان ص ۱۸۸). خوی کرام گیر که حری را خوی کریم مقطع و مبدا شد. ناصرخسرو (دیوان ص ۱۴۱). چون از نظام عالم نندیشی تا چیست انتها و چه بد مبدا.ناصرخسرو. بجز تو هیچکسی خسروی نداند کرد که خسروی را از تست مقطع و مبدا. مسعودسعد. قدم در راه مردی نه که راه و گاه و جاهش را نباشد تا ابد مقطع نبوده است از ازل مبدا. سنایی. نجسته فقر، سلامت کجا کنی حاصل نگفته بسم به الحمد چون کنی مبدا. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۲۱). وگر حرمت ندارندم به ابخاز کنم ز آنجا به راه روم مبدا. خاقانی (دیوان، ایضاً ص ۲۶). نجوم از برِ عنصر آمد به مخلص عقول از بر انفس آمد به مبدا. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۸۱۴). - مبدا کردن؛ آغاز کردن. دست یازیدن : تندی و صفرای بخت خواجه یک ساعت بود ساعتی دیگر به صلح و آشتی مبدا کند. منوچهری. تو به قهر دشمنان بهتر که خود مبدا کنی پیش از آن کان بدنیت بر قهر تو مبدا کند. ناصرخسرو (دیوان چ تهران ص ۱۳۵). و رجوع به مبدأ شود.

کلمات هم‌قافیه با «مبدا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید