معنی یکمزه
7 بازدید
[ یَ / یِ مَ زَ / زِ ] (ص مرکب) هم مزه. (یادداشت مؤلف). هم طعم. دو یا چند طعام که دارای یک طعم و مزه باشند. دارای مزهٔ واحد: جد مرا ز هزل بباید نصیبه ای هرچند یک مزه نبود شهد با شرنگ. سوزنی.
کلمات همقافیه با «یکمزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر