معنی یکمنش
7 بازدید
[ یَ / یِ مَ نِ ] (ص مرکب) هم منش. متحدالطبع. (یادداشت مؤلف). یک سیره. یک نهاد. بر سیرت و طبع واحد. متحد. یک زبان. هم قول. متحدالقول : به هر نیک و بد هر دوان یک منش به راز اندرون هر دوان بدکنش.بوشکور.
کلمات همقافیه با «یکمنش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نش» برای سرودن شعر