معنی یکمرده
6 بازدید
[ یَ / یِ مَ دَ / دِ ] (ص نسبی) منسوب به یک مرد. || به اندازهٔ یک مرد. ازآنِ یک مرد: زور ده مرده چه باشد زر یک مرده بیار. سعدی.
کلمات همقافیه با «یکمرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر