معنی یکمرتبه
7 بازدید
[ یَ / یِ مَ تَ بَ / بِ ] (ق مرکب) یک بار. (یادداشت مؤلف). یک دفعه. || ناگهان. فجأةً. یک هو. (یادداشت مؤلف). || (ص مرکب) یک طبقه. یک اشکوبه. (یادداشت مؤلف). ساختمان که دارای یک طبقه باشد. رجوع به مرتبه شود.
کلمات همقافیه با «یکمرتبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر