معنی یک‌زخم

معنی یک‌زخم

5 بازدید
[ یَ / یِ زَ ] (ص مرکب) کسی که به یک زخم کار دشمن تمام کند. (آنندراج). که به یک ضرب کار کسی را تمام کند. واحد یموت : می و گرز یک زخم و میدان جنگ نیامد جز از تو کسی را به چنگ. فردوسی. من آن گرز یک زخم برداشتم سپه را همان جای بگذاشتم.فردوسی. تیغ یک زخمت که او را هست دندان در شکم خصم را الحق حریفی آب دندان آمده ست. مجیر بیلقانی. || شمشیر یا گرزی که با یک ضربت کار کسی را تمام کند: تنی چند را زان سپاه درشت به یک زخم یک زخم چون سگ بکشت. نظامی. || (اِخ) گرز سام نریمان. (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). و رجوع به مدخل بعد شود.
[ یَ / یِ زَ ] (اِخ) لقب سام بن نریمان است، چون او اژدهایی را به یک زخم کشته بود به آن ملقب گشت. (فرهنگ جهانگیری). لقب سام نریمان است به سبب آنکه اژدهایی را به یک زخم کشته بود. (برهان) (آنندراج): بشد سام یک زخم و بنشست زال می و مجلس آراست بفراشت یال. فردوسی (از آنندراج). مرا سام یک زخم از آن [ از کشتن اژدها ] خواندند جهانی به من گوهر افشاندند.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «یک‌زخم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید