معنی یکزبانی
6 بازدید
[ یَ / یِ زَ ] (حامص مرکب) یک قولی. ثبات وعده. (یادداشت مؤلف). صراحت. یک رویی. مقابل نفاق : چون نکردی یک زبانی لاله وار ده زبانی نیز چون سوسن مکن. سیدحسن غزنوی. از این آشنایان بیگانه خوی دورویی نگر یک زبانی مجوی.نظامی.
کلمات همقافیه با «یکزبانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر