معنی یکدمه
6 بازدید
[ یَ / یِ دَ مَ / مِ ] (ص نسبی) ناپایدار و فانی و بی ثبات. (ناظم الاطباء). - مقارنت یک دمه؛ مصاحبت و همدمی فانی. || یک دم. یک لحظه : صحبت یار عزیز حاصل دور بقاست یک دمه دیدار دوست هر دو جهانش بهاست. سعدی.
کلمات همقافیه با «یکدمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر