معنی یکدندان
5 بازدید
[ یَ / یِ دَ ] (ص مرکب) همسال. همسن. (یادداشت مؤلف): نخست دارالاماره و مجلس الوزاره که آن درگاه بارگاه سلطان است مشتمل بر دیوانخانه های مرتب... و خدم و حواشی و جوانان یک رنگ و یک دندان نوخاسته. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۵۱).
کلمات همقافیه با «یکدندان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر