معنی یفع
8 بازدید
[ یَ فَ ] (ع اِ) پشته و زمین بلند. ج، اَیفاع، یُفوع. || (ص) کودک بالیده. ج، ایفاع. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). مردآساشده. (مهذب الاسماء).[ یَ ] (ع مص) برآمدن بر کوه. || گوالیدن و نزدیک بلوغ رسیدن و دارای بیست سال شدن کودک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «یفع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فع» برای سرودن شعر