معنی یفعة
9 بازدید
[ یَ فَ عَ ] (ع ص، اِ) جِ یافع. (منتهی الارب) (تاج العروس) (ناظم الاطباء) (آنندراج). رجوع به یافع شود. || (ص) کودک بالیده، لایثنی و لایجمع. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «یفعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر