معنی گیر افتادن
8 بازدید
[ اُ دَ ] (مص مرکب) در تداول عامه، اسیر شدن. به دام آمدن. گرفتار شدن. مقید شدن. || در جایی گیر کردن. (یادداشت به خط مؤلف).
کلمات همقافیه با «گیر افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر