معنی گوگرد سرخ

معنی گوگرد سرخ

5 بازدید
[ گِ دِ سُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) اکسیر است. (غیاث). گوگرد احمر. کبریت احمر. کنایه از اکسیر، چرا که اکسیر از او ساخته شود و آن جزو اعظم اکسیر است. (غیاث اللغات). لقب زر است در اصطلاح کیمیاگران. (گنجینهٔ گنجوی ص ۳۳۸): گر خاک بدان دست یک استیر بگیرد گوگرد کند سرخ همه وادی و کهسار. منوچهری. به مثقال سی سرخ گوگرد پاک بیکباره چون اختری تابناک.اسدی. که بود آنکه او ساخت شنگرف رومی ز گوگرد سرخ و ز سیماب لرزان. ناصرخسرو. لشکرگهت بر حاشیت گوگرد سرخ از خاصیت بر تو ز کنج عافیت عیش مهنا ریخته. خاقانی. بود چو گوگرد سرخ کز بر چرخ کبود داد مس خاک را گونهٔ زر عیار.خاقانی. دل گوهر بقاست به دست جهان مده گوگرد سرخ تعبیه در خاکدان مخواه. خاقانی. کرد چو مشک سیاه خاک چو گوگرد سرخ هردو حنوط و حنا از پی خصم و خدم. خاقانی. زر که گوگرد سرخ شد لقبش سرخی آمد نکوترین سلبش.نظامی. نه گوگرد سرخی نه لعل سپید که جوینده گردد از او ناامید. نظامی (از آنندراج). رجوع به گوگرد احمر شود. - گوگرد سرخ زردشتی؛ کنایه از آتش است. (حاشیهٔ هفت پیکر نظامی ص ۱۳۷). هیزم مشتعل. هیزم افروخته : آتشی زو نشاط را پشتی کان گوگرد سرخ زردشتی. نظامی (هفت پیکر).

کلمات هم‌قافیه با «گوگرد سرخ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رخ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید