معنی گوگرد احمر
5 بازدید
[ گِ دِ اَ مَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) از جواهر است و معدن آن در وادی موران میباشد و موران آنجا مقابل بزی می شوند گویند در شب مانند آتش می درخشد چنانکه روشنایی آن چند فرسخ می رود، و چون از معدن بیرون آورند این خاصیت ندارد و آن جزو اعظم اکسیر است چنانکه سیماب را ابوالارواح خوانند و آن را ابوالاجساد نامند. گرم و خشک است در چهارم و اقسام آن منافع بسیار دارد. (برهان ذیل گوگرد). و در کبریت احمر اقوال بسیار است و به اصطلاح اهل صناعت کیمیا اکسیر مصنوع در غایت سرخی را کبریت احمر نامند. (انجمن آرا ذیل گوگرد) (آنندراج) (برهان): گر کیمیای دولت جاویدت آرزوست بشناس قدر خویش که گوگرد احمری. سعدی. رجوع به گوگرد سرخ شود. - امثال: مثل گوگرد احمر؛ نایاب. (امثال و حکم ج ۳ ص ۱۴۸۱).
کلمات همقافیه با «گوگرد احمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر