معنی گوهرفروشی
6 بازدید
[ گَ / گُو هَ فُ ] (حامص مرکب) عمل گوهرفروش. عمل جوهری. جوهرفروشی : کنون لعل و گوهرفروشی کند خرد کی در این ره خموشی کند.نظامی. من آن گوهر آورده از ناف سنگ به گوهرفروشی ترازو به چنگ.نظامی.
کلمات همقافیه با «گوهرفروشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر