معنی واژه گوهر
6 بازدید
[ گَ / گُو هَ ] (اِ) گیاهی است که به تازی اذخر گویند. (مؤید الفضلا). رجوع به اذخر شود.[ گَ / گُو هَ ] (اِخ) دهی است از دهستان طارم بالا بخش سیردان زنجان. واقع در ۸۱هزارگزی شمال باختری سیردان و ۹هزارگزی راه عمومی. محلی کوهستانی، هوای آن سردسیر و سکنهٔ آن ۵۵۷ تن است. آب آن از رودخانهٔ سرخه میشه تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات، پنبه و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ گَ / گُو هَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دیوان بخش گیلان شهرستان شاه آباد. واقع در ۹هزارگزی شمال باختر جوی زر و ۳هزارگزی جنوب شوسهٔ شاه آباد به ایلام. در دشت واقع و هوای آن سردسیر و سکنهٔ آن ۲۵۰ تن است. آب آن از رودخانهٔ کنگیر تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات، حبوبات، توتون، لبنیات و برنج و شغل اهالی زراعت و گله داری است. ساکنان آن چادرنشین هستند. در زمستان به گرمسیر غربی ایوان و حدود سومار میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ گَ / گُو هَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان أمجز بخش جبال بارز شهرستان جیرفت. واقع در ۵۴هزارگزی جنوب خاوری مسکون و ۷هزارگزی راه مالرو مسکون به کروک. سکنهٔ آن ۴ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).