معنی گوشپیچیده
5 بازدید
[ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) کنایه از گوشمال داده. (انجمن آرا). کنایه از آگاهانیده شده، و لهذا بر شاگرد اطلاق کنند. (آنندراج). گوشمال داده و سیاست شده. (ناظم الاطباء). || کنایه از شاگرد. (برهان) (انجمن آرا). شاگرد و تلمیذ و شاگرد مکتبی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «گوشپیچیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر