معنی گوا شدن
6 بازدید
[ گُ شُ دَ ] (مص مرکب) گواه گشتن. شاهد شدن. گواه گردیدن : این نوشکوفه زنده سر از باغ برزده بر ما ز روز حشر و قیامت گوا شده ست. ناصرخسرو. بر حسرت شاخ گل در باغ گوا شد بیچارگی و زردی و گوژی و نوانیش. ناصرخسرو. و رجوع به گوا و گواه و گوایی و گواهی شود.
کلمات همقافیه با «گوا شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر