معنی گوا کردن
6 بازدید
[ گُ کَ دَ ] (مص مرکب) شاهد گرفتن. به شهادت خواستن: بدو گفت کین دختر خوب چهر به من ده به من بر گوا کن سپهر.فردوسی. گوا کرد بر خود خدا و رسول که دیگر نگردم به گرد فضول.فردوسی.
کلمات همقافیه با «گوا کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر