معنی گه‌گه

معنی گه‌گه

8 بازدید
[ گَ هْ گَ هْ ] (ق مرکب) مخفف گاه گاه. گه گاه : همه دوستدار و برادر شویم بود نیز گه گه که برتر شویم.فردوسی. حق تن شهری به علف چند گزاری گه گه به سخن نیز حق مهمان بگزار. ناصرخسرو. گرچه گه گه پشه، دل مشغول دارد پیل را پیل دارد گاه جنگ از انتقام پشه عار. عبدالواسع جبلی. مدار باز رهی را اگر کند گه گه ز روی مهر بدان روی همچو مهر نگاه. سوزنی. رفتمی گه گهی به دریابار سودها دیدمی در آن بسیار.نظامی. گه گه خیال در سرم آید که این منم ملک عجم گرفته به تیغ سخنوری.سعدی. عروسی بس خوشی ای دختر رز ولی گه گه سزاوار طلاقی.حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «گه‌گه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید