معنی گهگاه
19 بازدید
[ گَ هْ ] (ق مرکب) مخفف گاهگاه : مگر که غالیه میمالی اندر او گه گاه وگرنه از چه چنان تافته است و غالیه بار. فرخی. قرآن که مهین کلام دانند آن را گه گاه نه بردوام خوانند آن را. (منسوب به خیام). مرا ز عشق تو آن بس بود بتا که بود نظاره گاه دو چشمم جمال تو گه گاه.سوزنی. خاک ار ز رخت نور برد گه گاهی منزل به فلک برآورد چون ماهی.خاقانی. با آنکه از وی غایبم وز می چو حافظ تایبم در مجلس روحانیان گه گاه جامی میزنم. حافظ. رجوع به گاهگاه شود.
کلمات همقافیه با «گهگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر