معنی گندامویه
8 بازدید
[ گَ یَ / یِ ] (اِ مرکب) پرهای زرد و کوچک بچه های طیور. (آنندراج). زَغَب: اِزغاب؛ گندامویه برآوردن. (تاج المصادر بیهقی). || موی نخستین که بالای اندام طفل روید. (آنندراج). موهای کودک تازه زائیده شده. (ناظم الاطباء). زَغَب. || جفت کودک که با آن از مادر زاده شود و آنرا به عربی زغب گویند. (شعوری ج ۲ ص ۳۰۶). زغب در عربی بمعنی اول و دوم است که ذکر شد و این معنی که شعوری آورده در جای دیگر یافته نشد.
کلمات همقافیه با «گندامویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر