معنی گنداله
7 بازدید
[ گِ لَ / لِ ] (اِ) در تکلم مردم قزوین، خاکهٔ زغال خیسانده و قالب کرده که در زمستان زیر کرسی سوزانده می شود. (از فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «گنداله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر