معنی گمره کردن
7 بازدید
[ گُ رَهْ کَ دَ ] (مص مرکب) گمراه کردن. بیراه کردن. سرگشته کردن : نگه دار از آموزگار بدش که بدبخت گمره کند چون خودش. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «گمره کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر