معنی گمان بردن

معنی گمان بردن

6 بازدید
[ گُ بُ دَ ] (مص مرکب) پنداشتن. توهم. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). ظن. (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان القرآن): گمان برد کز بخت وارون برست نشد بخت وارون از آن یک بدست. ابوشکور. نادان گمان بری و نه آگاهی از تنبل و عزیمت و نیرنگش.طاهر فضل. فرستاد پاسخ هم اندر زمان کت آمد به دست آنچه بردی گمان. فردوسی. گمانی چنان بردم ای شهریار که دارد مگر آتش اندر کنار.فردوسی. نه آنِ تو است ای برادر در او هر آنچش گمان می بری کآن تراست. ناصرخسرو. ایدون گمان بری که گرفتستی در بر به مهر خوب یکی دلبر.ناصرخسرو. هزاردستان با فاخته گمان بردند که گشت باران در جام لاله بادهٔ ناب. مسعودسعد. بوزینگان... گمان بردند که آتش است. (کلیله و دمنه). و نباید که آنرا که صید خود گمان بردی در قید شوی. (سندبادنامه ص ۳۰۹). چون این حرکات نامضبوط و این هذیانات نامربوط از وی ظاهر گشت، گمان بردم که جنون بر دل وی مستولی شده است. (سندبادنامه ص ۷۶). گمان برد کآبی گزاینده خورد در او زهر و زهر اندر او کار کرد.نظامی. گمان بردم که طفلانند وز پیری سخن گفتم مرا پیر خراباتی جوابی داد مردانه. سعدی (بدایع). تو خود را گمان برده ای پرخرد انایی که پر شد دگر چون برد؟ سعدی (بوستان). او گمان برده که من کردم چو او فرق را کی داند آن استیزه رو.مولوی.

کلمات هم‌قافیه با «گمان بردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید