معنی گمانی آوردن
6 بازدید
[ گُ وَ دَ ] (مص مرکب) گمان آوردن. شک کردن. تصور. تصور بد کردن. خیال بد صورت بستن : نگر تا در دلت ناری گمانی که کوشی با قضای آسمانی.(ویس و رامین).
کلمات همقافیه با «گمانی آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر