معنی گفت و شنود
11 بازدید
[ گُ تُ شَ / شِ / شُ ] (ترکیب عطفی، اِمص مرکب) گفتن و شنودن. مباحثه. مکالمه. جر و بحث : تا از برای گفت و شنود است خلق را گوش سخن نیوش و زبان سخن گزار. سوزنی. عمری گذشت و گفت و شنود تو رو نداد ای بی نصیب گوشم و ای بی نوا لبم. عرفی (از آنندراج). رجوع به گفت و شنید شود.
کلمات همقافیه با «گفت و شنود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر