معنی گشت زمان
7 بازدید
[ گَ تِ زَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) گشت زمانه صرف دهر. گردش روزگار: نه گشت زمانه بفرسایدش نه این رنج و تیمار بگزایدش.فردوسی. برون کند چو درآمد به خشم گشت زمان ز قصر قیصر و از خوان خویشتن خان را. ناصرخسرو (دیوان چ تهران ص ۹). کسی که عیش بر او تلخ کرد گشت زمان شود ز دیدن تو عیش تلخ او شیرین. سوزنی.
کلمات همقافیه با «گشت زمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر