معنی گشت زدن
5 بازدید
[ گَ زَ دَ ] (مص مرکب) سیر کردن و گردیدن. (آنندراج): به زندان غمم چون لاله در خون کی بود یارب که چون نرگس قدح بر کف زنم گشت چمن با او. بنای هروی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گشت زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر