معنی گشته شدن
6 بازدید
[ گَ تَ / تِ شُ دَ ] (مص مرکب) رو برتافتن : از ایرانیان گر خرد گشته شد فراوان از آزادگان کشته شد.فردوسی. چو بر دست آن بنده بر کشته شد سر بخت ایرانیان گشته شد.فردوسی. || تغییر یافتن. تبدیل شدن : و اندرگشته شدن ناخنان نشان بیماری سل است. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). || گردیدن. طی شدن : دو هفته سپهر اندرین گشته شد به فرجام چرم خر آغشته شد.فردوسی.
کلمات همقافیه با «گشته شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر