معنی گشتهسر
6 بازدید
[ گَ تَ / تِ سَ ] (ص مرکب) قلب سرگشته. (آنندراج). سرگردان : گرچه بسوزد دل حربه ز تاب کی دهدش چشمهٔ خورشید آب لیک چو خورشید بود جلوه گر ذره بناچار شود گشته سر. امیرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گشتهسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر