معنی گسار

معنی گسار

6 بازدید
[ گُ ] (نف) گذار باشد که از گذاشتن و امر به گذاشتن هم هست، یعنی بگذار. (برهان). رجوع به گساردن شود. || خورنده. خورندهٔ غم و خورندهٔ شراب نیز هست. (برهان). بصورت ترکیب با غم و می و باده و انده و پیمانه به کار رود. و غمگسار و اندوه و انده گسار و میگسار کسی است که با وی غم یا باده را در میان نهند و مجازاً بمعنی غمخوار و یا میخوار باشد: تو سرو جویباری تو لالهٔ بهاری تو یار غمگساری تو حور دلربایی. فرخی. به گیتی مرا خود همین است و بس چه انده گسار و چه فریادرس.فردوسی. اگر رای میداری و روی یار هَمَت می بود هم بت میگسار.اسدی. انده گسار من شد و انده به من گذاشت وامق چه کرد در غم عذرا من آن کنم. خاقانی. تا برون شد سر شکارش بود کآمد آن خانه غمگسارش بود بود بهرام روز و شب بشکار گاه بر باد و گاه باده گسار.نظامی. می و نقل و سماع و یاری چند میگساری و غمگساری چند.نظامی. گر از دلبری دل به تنگ آیدت وگر غمگساری به چنگ آیدت. سعدی (بوستان). همه روزه گر غم خوری غم مدار چو شب غمگسارت بود در کنار. سعدی (بوستان). دردی کش بادهٔ محبت مائیم پیمانه گسار بزم الفت مائیم آیینهٔ هفتادودو ملت مائیم با این همه معنی تو و صورت مائیم. شریف خان (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «گسار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید