معنی گس
5 بازدید
[ گَ ] (ص) زمخت. عَفِص. مزه ای چون مزهٔ مازو و سنجد نارسیده و بهی نارسیده. بعض شراب های انگوری که پوست دهان و گلو را فراهم کشد: پوست انار گس است.[ گُ ] (اِخ) جزیره ای در آسیای صغیر. رجوع به فهرست ایران باستان شود.
کلمات همقافیه با «گس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گس» برای سرودن شعر