معنی گزند رسانیدن
7 بازدید
[ گَ زَ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب) گزند رساندن. صدمه زدن. اضرار. رجوع به گزند رساندن شود.
کلمات همقافیه با «گزند رسانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر