معنی گزند رسیدن
10 بازدید
[ گَ زَ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب) آسیب رسیدن. صدمه رسیدن : نیامد جهان آفرین را پسند از ایشان به ایشان رسید آن گزند.فردوسی. نه حله ای کز آب مر او را رسد گزند نه حله ای کز آتش او را بود زیان.فرخی. گر گزندت رسد ز خلق مرنج که نه راحت رسد ز خلق نه رنج. سعدی (گلستان). که وی در حصاری گریزد بلند رسد کشور بیگنه را گزند.سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «گزند رسیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر