معنی گرمخیزی
6 بازدید
[ گَ ] (حامص مرکب) کنایه از زود بیدار شدن و سحرخیزی : ور سوخته ای ز گرم خیزی از سوختگان چرا گریزی؟نظامی. رجوع به گرم خیز شود. || جلدی. چابکی. تیزتکی : پری را میگرفت از گرم خیزی بچشم دیو درمیشد ز تیزی.نظامی. رجوع به گرم خیز شود.
کلمات همقافیه با «گرمخیزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر