معنی گرمدار
5 بازدید
[ گُ ] (نف مرکب) غم خوار: گرمدارانت ترا گوری کنند کشکشانت در تگ گور افکنند. مولوی (مثنوی). رجوع به گُرم شود.
کلمات همقافیه با «گرمدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر