معنی گرفت کردن
14 بازدید
[ گِ رِ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از اعراض کردن باشد. (برهان). || مالش دادن ساز، یعنی کاری کردن که نغمه ای لرزان به گوش آید. (برهان). رجوع به گرفت شود.
کلمات همقافیه با «گرفت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر