معنی گرفتاری
8 بازدید
[ گِ رِ ] (حامص) مؤاخذه : هر کو به شبی صدره عمرش نه همی خواهد بی شک به بر ایزد باشدش گرفتاری. منوچهری. || ابتلاء. اسیری. بیچارگی. درماندگی : اگر به صید روی وحشی از تو نگریزد که در کمند تو راحت بود گرفتاری.سعدی.
کلمات همقافیه با «گرفتاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر