معنی گرد گرفتن
7 بازدید
[ گِ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) گرد کسی یا چیزی را گرفتن. اطراف و جوانب او را گرفتن. محاصره کردن. اِغتفاق. (از منتهی الارب): گسست و به خاک اندر آمد سرش سواران گرفتند گرد اندرش.فردوسی.[ گَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) از چیزی گرد ستردن. پاک کردن گرد. زدودن گرد.
کلمات همقافیه با «گرد گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر