معنی گرد برگرد

معنی گرد برگرد

5 بازدید
[ گِ بَ گِ ] (ق مرکب) دور تا دور. همهٔ اطراف : عنکبوت بلاش بر دل من گرد بر گرد برتنید انفست.خسروی. چو با تاج شاهی مرا دشمن است همه گرد بر گردم اهریمن است.فردوسی. یکی نامور شاه را تخت ساخت گهر گرد بر گرد او برنشاخت.فردوسی. همه گرد بر گرد او موبدان سخنگوی بوزرجمهر و ردان.فردوسی. امیر گرد بر گرد قلعت بگشت. (تاریخ بیهقی). این خادم و غلامان به وثاقها که گرد بر گرد درگاه بود فرودآمدند. (تاریخ بیهقی). گرد بر گرد آن درختان، بیست نرگس دانها نهاده. (تاریخ بیهقی). و گفت نیکو فرزندی است که خدا به من داده است، گرد بر گرد آن سنگ و ریگ جمع میکرد. (قصص الانبیاء ص ۵۰). فاطمه و حسنین (ع) گرد بر گرد سید عالم نشسته و سید عالم بر نهالی که از لیف خرما بافته بودند. (قصص الانبیاء ص ۴۴۲). و این قلعه است که گرد بر گرد کوه آن بیست فرسنگ باشد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۵۸). به حکم آنکه فیروزآباد در میان آخره نهاده است که پیرامون آن کوهی گرد بر گرد درآمده است. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۳۷). و سوری استوار گرد بر گرد شهر [ شیراز ] در کشید. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۳۳). دیده بگشاد بر نظارهٔ راه گرد بر گرد خویش کرد نگاه.نظامی. گرد بر گرد او چو حور و پری صد هزاران ستارهٔ سحری.نظامی. باغ در باغ گرد بر گردش خلد مولا و روضه شاگردش.نظامی. همچنین شیبان راعی میکشید گرد بر گرد رمه خطی پدید.مولوی. و گرد بر گرد امام علیه السلام برمی آمدند. (تاریخ قم ص ۲۰۲). گرد بر گرد او قفسهای قمریان و مرغان نهاده بودند. (تاریخ قم ص ۲۱۷).

کلمات هم‌قافیه با «گرد برگرد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید