معنی گرد برخاستن
5 بازدید
[ گَ بَ تَ ] (مص مرکب) گرد بلند شدن. غبار برآمدن. غبار بلند شدن. هَبو. (تاج المصادر بیهقی). اِعتکاب. (منتهی الارب). || اندوه و غم آشکار شدن : برفتند با سوگواری و درد ز درگاه کی شاه برخاست گرد.فردوسی.
کلمات همقافیه با «گرد برخاستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر