معنی گرد برگشتن
7 بازدید
[ گِ بَ گَ تَ ] (مص مرکب) دور زدن. گردیدن. جولان. طوف. طواف. (ترجمان القرآن). تدویم. تداوم. (منتهی الارب): به بیشه درون گرد برگشت شاه همه کرد هر جای لختی نگاه.فردوسی. اندرآمد به باغ باد خزان گرد برگشت گرد شاخ رزان.فرخی. خرامیدن لاجوردی سپهر همان گرد برگشتن ماه و مهر.نظامی.
کلمات همقافیه با «گرد برگشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر