معنی گردویه
11 بازدید
[ گُ یَ ] (اِخ) خواهر بهرام چوبین : و خواهر بهرام را زن کرده، نام وی گردویه بود. (فارسنامهٔ ابن بلخی).
کلمات همقافیه با «گردویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر